تبلیغات
...
...

هوالرضا

   هنوز یکی دوماهی از حضورکاریم در مجموعه منور و مقدس حرم امام رضا علیه السلام نگذشته بود، که موضوع ساخت یک فیلم با موضوع راهنمای زائرین و اطلاع رسانی در دستور کار قرار گرفت و قرعه به نام من دیوانه زدند . من هم که تجربه ساخت فیلم واز این قبیل کارها نداشتم دست به دامان یکی ازرفقای قدیمی که تازگی ها متوجه شده بودم تحصیلاتش در این زمینه بوده و یک شرکت سینمائی هم تاسیس کرده ، شدم .در همون جلسه اول که طرح موضوع شد وسط جلسه گوشیشو برداشت و ضمن تماس به اون طرف خطیه گفت : یادته که گفتی خواب دیدم یه فیلم برای امام رضا داری می سازی . خوابت تعبیر شد و...بعدش هم به من گفت: اون می خواد این فیلم را نذر امام رضا کنه برای شفای همسرش که سرطان داره ...از همون لحظه متوجه شدم که این فیلم یه اتفاق موندگاره ...بعد از یکی دو هفته طرح اولیه فیلم ارائه شد و اقدامات اداری اون از قبیل انعقاد قرارداد و کسب مجوز فیلم برداری انجام شد.

طرح اولیه بسیار دقیق و کامل بود.کادر فنی هم انصافا حرفه ای انتخاب شده بودن . تجهیزات هم از بهترین تجهیزات موجود بود. حدودا ده دوازده روز با این تیم فنی همراه بودم . واقعا کار فیلم سازی دشواریهای خاص خودش رو داره . بعضی وقتها برای گرفتن یک پلان بیش از ده دوازده بار تکرار می شد. تازه این فیلم بازیگر نداشت که مشکلاتی از قبیل تپق زدن بازیگز و غیره را داشته باشه.از شیرین ترین لحظات لحظه ای بود که مجوز گرفتیم تا ضریح مطهر را بدون حضور جمعیت و در هنگام شستشو بگیریم . واقعا به من چسبید ، هرچند یک بار دیگه موقع غبار روبی رفته بودم و لی این دفعه خیلی حال کردم . این بماند که برای اولین بار بود که یک گروه فیلم برداری مجوز ریل گذاری و کرین بردن اطراف ضریح را پیدا می کرد. جزء اتفاقات نادربعد از این همه سال بود .پس از پایان شستشو و تصویر برداری از ضریح خلوت قرار شد دوربین ها هنگام باز کردن درب ها و ورود زائران مشتاقی که ساعتها پشت درب ها در انتظار بودند را نیز ضبط کنند .واقعا دیدنی بود اون لحظه باشکوه بازگشائی دربها و هجمه مردم به سمت ضریح و در بر گرفتن آن مضجع منور. دوربینها بدون مجوز در بین جمعیت  می چرخیدند و از لحظه های باشکوه ارتباط معنوی زوار با حضرت تصویر می گرفتند ، تا خدام آمدند به خودشان بجنبند دو سه ساعتی تصاویر شکاری خوبی گرفته شده بود و افسوس که امکان نمایش همه اونها در فیلم ممکن نبوده و نیست. بخش عمده ای از تصاویر کلیپ "آمدم ای شاه پناهم بده..." که ساخت اون هم ماجرای خاص خودش را دارد برگرفته از همین تصاویر شکاری و لحظه ای زیارت است .

پشت صحنه ها واقعا دیدنی بود . برای تصویر برداری از لحظه طلوع خورشید که چند ثانیه از اون در آخر فیلم به نمایش در اومده است بچه های گروه از ساعت سه صبح با تجهیزات در یکی از پشت بامهای صحنها به گونه ای که انگار خورشید از گنبد قرار است طلوع کند مستقر شده بودند.وه که چه صحنه زیبا و دلنشینی بود (بماند که یکبار به خاطر دیر جنبیدن اعضای گروه ناگزیر به تصویربرداری مجدد در فردای اون روز شدیم )یا اون لحظه ای که برای ثبت لحظه نقاره زنی اعضای  گروه تصویربرداری در نقاره خانه جمع شده بودند،اشک و ناله و صدای نقاره ها همه و همه منظره بسیار بدیعی رو به نمایش گذاشته بودند که به تصویر کشیدن اون در یک فیلم نیم ساعته محال است ، چنانکه در مابقی صحنه ها این گونه بود... همه اینها رو گفتم که اشاره داشته باشم به کلیدی ترین فرد در گروه یعنی حاج محمد داوودی عزیز که خداوند نگهدار و پشتیبانش باشد و نقش محوری در گروه تصویربرداری داشت .همه این تصاویر به مدد اخلاص و صفای باطن این عزیز بود .جالبه بدونین که همه فیلم برداری در سفر ده پانزده روزه اول امکان پذیر نبود و باید در یک نوبت دیگر گروه برای تصویربرداری مراجعت می کردو زمان آن هم مصادف شده بود با سفر حج حاج محمد داوودی . قرار شد مابقی تصاویر رو یک نفر دیگر که دستیار وی  بود و حرفه ای بگیره ، ولی در کمال ناباوری همه اون مجوزهائی که گرفته بودیم به گیر خورد و به هر وسیله ای متوسل شدیم باز نشد، بازگشت ازسفر حج همان و صدور مجوز همون . فهمیدیم که تصویر برداری کار به نام حاج محمد داوودی در جای دیگری رقم خورده و عنایت امام هشتم علیه السلام به ایشان.

تصویر برداری به اتمام رسید. به قول منطقیون کاری سهل و ممتنع بود. سختیهای خاص خودش را داشت و البته زیبائیهایی به مراتب دلنشین تر. از مدتی قبل هماهنگی هائی برای نوشتن متن انجام شده بود. حدود چهار یا پنج متن توسط نویسندگان  برجسته این حوزه تهیه شد ، بعضی ها فقط یک صفحه نوشتند و عذرخواهی کردند ، بعضی ها متن کاملی نوشتند و لی اصلا با آنچه مورد انتظار ما در فیلم بود فاصله داشت . داشتن متنی سلیس و گویا و در عین حال متناسب با حال و هوای معنوی حرم برای عموم زائرین مقصود اصلی ما بود و البته این با محتوای فیلم که راهنمای زائرین در اماکن متبرکه بود مقداری سخت به نظر می رسید وبرای همین هم بود که خیلی از نویسندگان حاضر به ادامه همکاری نشدند.حدود چند ماهی از این ماجرا می گذشت و تقریبا بخش اعظم کار به جز تهیه متن به انجام رسیده بود. کارگردان اصلی فیلم نیز به دلایل نامعلومی از ادامه همکاری عذرخواهی کرد. واقعا مستاءصل و درمانده شده بودیم . یک روز صبح در محل دفتر نشسته بودم که یکی از بچه های تیم تولید زنگ زد و گفت : مژدگانی بده ، یه نفررا  پیدا کردیم که فقط راسته کار شما می تونه برای این فیلم متن بنویسه .چند برگه فاکس کرد و دیدم واقعا خیلی با اون منظور ما مطابقت داره . ازش پرسیدم : از کجا پیداش کردین .

گفت : شب گذشته در حالی که خیلی حالمون گرفته شده بود در خصوص عدم تهیه متن ، دسته جمعی بلند شدیم با بچه ها رفتیم دَرَکه برای عوض کردن حال و هوا و قدم زنی . داخل یکی از قهوه خانه ها نشستیم برای چای خوردن و بحث کردن در خصوص متن فیلم و راهکارهائی که به ذهنمون می رسید. صاحب قهوه خونه که متوجه بحث ما شده بود گفت : موضوع چیه ؟ براش توضیح دادیم . گفت : می خواین چند خطی هم من براتون بنویسم . خنده مون گرفته بود، ولی دلمون نیومد ردش کنیم . همون نصف شبی اومد دفتر و مواد خام و اطلاعات را از ما گرفت و رفت داخل یه اتاق و این چند صفحه نتیجه همون خلوتشه ...متن فیلم باز هم با عنایت خود امام هشتم  از کسی و جائی که اصلا توقع نداشتیم به ثمر رسید . واقعا متن زیبا و روان و در عین سادگی،ادیبانه نوشته شده است . کسانی که فیلم را دیده اند حتما بر این نکته اذعان دارند. مهدی طهوری نویسنده این متن زیباست ، عنایت امام هشتم به این عزیز جائی برای تعریف ما از ایشون نذاشته . بعدها معلوم شد سرو سرّی با امام رضا داشته و داره ...

ادامه دارد



ارسال در تاریخ جمعه 8 آبان 1388 توسط سیب ترش
قالب وبلاگ